تبليغاتX
خشت*همراه شو عزیز*خشت خشت*همراه شو عزیز*خشت/فتو خشت

سه شنبه 2 بهمن1386
کاشکی خانوم معلم ما همه کاره انتخابات بود!

یادمه کلاس دوم ابتدایی که بودم یه روز یکی از بچه­های کلاس از خانم معلم پرسید

خانم اجازه انتخابات یعنی چی؟

خانم معلم هم شروع کرد به حرف زدن چند دقیقه­ای که حرف زد،از چشمهای ور قلمبیده­ی ­ما فهمید هیچ چیز نفهمیدیم و گفت: برا اینکه بفهمید انتخابت یعنی چی امروز مبصر کلاس رو انتخاب میکنیم هنوز جملش تموم نشده بود که کلاس ترکید ((خانم ما ، ما ما خانم ، ما ،ما خانم ،خانم اجازه ما ، ما خانم خانم ، اجازه خانم ما ، ما ، ما ،........... ))

معلم بیچاره با هر بدبختیی که بود بالاخره ما رو ساکت کرد و گفت من که نمی­خوام انتخاب کنم می­خوایم یک انتخابات کوچیک تو کلاسمون برگزار کنیم صبر کنید میبینید.

بعد چندتا از بچه­ها  که درسشون بهتر بود و صدا کرد که برم پای تخته به یکی از بچه­ها هم یک برگه داد و گفت اینو تیکه تیکه کن به هر کدوم از بچه­ها یکی بده، پسره هم نامردی نکرد و شروع کرد خش و خش پاره کردن برگه انگار میخواد بریزه دور (خصوصی سازی در این زمینه از اون موقع مشکلات داشت ) .

خلاصه خانم معلم گفت هر کسی یک کاغذ برداره و اسم یکی از بچه­هایی که پای تخته هست و به نطرمون برای مبصر شدن از بقیه بهتره بنوسیم  (البته هر کس نگاهش رو برگه­ی بغلی بود)

وقتی همه نوشتیم برگه­ها روجمع کرد و به یکی از بچه­ها گفت اسم تمام کسایی که پای تخته بودن رو بنویسه و اسمه هر کدوم رو که از روی برگه می­خواند می­گفت جلوی اسمش یک خط بکش اینجوری بود که هم کلاس ما مبصر دار شد هم ما فهمیدیم انتخابات یعنی چی.

از اون موقع تا حالا تو انتخابات های زیادی شرکت کردم  ولی هیچ­ کدوم به سالمی اون انتخابات نمیرسید.

حالا چی شد که یاد این خاطره افتادم!

تو خبر­ها خوندم  که قراره لیست کسانی که توی انتخابات رد صلاحیت میشن رو تو همین چند روز اعلام کنن لیستی که از الان میشه حدس زد چه کسانی توش هستن اصلاح طلبان ((که احتمالاّ مثل مجلس قبل بیشتر این لیست رو تشکیل میدن)) دارن بال­بال میزنن و انواع بیانیه وهشدار رو میدن که (ای مردم دارن می­چاپن مواظب باشید مثل مجلس هفتم نشه بازم دارن به نا­حق کاندیدهای مردمی رو رد صلاحیت میکنن) مردم هم که دارن نفتی که رفت سر سفره­هاشون­ و جمع میکنن عین خیالشون نیست و انگار نه انگار.

((البته کاری هم از دستشون بر نمی­آد چهار سال پیش هر کار کردن دیدن هیچ فایده­ای نداره برا همین همه چیزو گذاشتن کنار)) «یعنی همون چیزی که اونا میخوان»

کاشکی خانم معلم ما همه کاره­ی انتخابات بود (خودش ثبت نام می­کرد ­، خودش صلاحیتها رو چک می­کرد خودش انتخابات رو برگزار میکرد، خودش هم أراء رو می­شمارد) اون وقت افتخار میکردیم که تو کشورمون انتخابات برگزار میشه( یک انتخابات سالم).

((به امید روزی که یکی مثل خانم معلم ما بشه همه کاره­ی انتخابات))


 اگه دوست داشتید در مورد رد صلاحیت ها بیشتر بدونید اینا رو  بخونید خیلی توپ نوشتن

آژیر قرمز بلند شد از سجاد سالک
باز انتخابات ، باز نگراني از امید محدث
بازی آدم بزرگا!  از سیب
دست هایی که پیش گرفته می شوند از مرجان توحیدی
«انتخابات آزاد در محاق» یا آتش خودسوز نیافروز! از امید ایران مهر
هزینه‌هایی كه باید تحمیل شود از محمد رضا یزدان پناه
ردصلاحيت غيرقانوني همه نامزدهاي اصلاح طلب از بیرجند نیوز
چرا صلاحیت کسانی که به جمهوریت نظام اعتقاد ندارند تأیید میشود؟ از آرمین سنائی
آب ریخته شده! از رضا
پيش بيني ها محقق شد از حامد

ضمناً هر کسی در این مورد چیزی نوشته یه ندا بده لینکش رو اضافه کنم.

+ نوشته شده در 1 قبل از ظهر توسط حمید.
Donbaleh Balatarin