تبليغاتX
خشت*همراه شو عزیز*خشت خشت*همراه شو عزیز*خشت/فتو خشت

یکشنبه 14 بهمن1386
کدام یک را انتخاب می کنید احمدی نژاد یا قلیان ؟

بعد از کار یکی از بچه های فامیل (صالح) زنگ زد که بریم قهوه خونه مام گفتیم بریم و رفتیم قهوه خونه­ای که این مدت توی حیاطش یواشکی قلیون میکشیدیم و یک راست رفتیم تو حیاط ولی از شانس بد دیدیم حیاط لباس سفید پوشیده و اصلاً جایی برای نشستن نیست به ناچار برگشتیم و داشتیم از قهوه خونه می­زدیم بیرون که حاجی (صاحب قهوه خونه) از در اومد تو و گفت : کجا
گفتیم: حاجی حیاط پره برفه نمیشه نشست میریم بعداً میایم
همون جور که داشت می خندید گفت : دیگه تموم شد آزادش کردن بیاین بشینید همین جا ، مهمون من
گفتیم: راست میگی ؟
گفت: آره والا دیروز اخبار گفت الان هم از اماکن پرسیدم گفتن آزاده بیاین بشینید شما اولین مشتری های بعد از آزادی قلیون هستید نمی خواد پول بدید
گفتیم: حاجی ما که هر روز اینجایم شما هم که هر روز قلیون داشتی
گفت: حالا فرق داره دیگه ممنوع نیست
ما هم از خدا خواسته نشستیم و شروع کردیم به قلیون کشیدن .

هنوز قلیونمون چاق نشده بود که قهوه خونه کیپ تا کیپ پره مشتری شد از درو دیوار آدم میومد تو و همین که مطمئن می­شد خبر آزادی قلیون راسته شروع میکرد به sms زدن به اینو اون که بشتابید بشتابید قلیون آزاد شد (منم اولین sms  رو به امید زدم که به گفته خودش این چند وقته واقعاً زجر کشید) خلاصه بعد از نیم ساعت که همه ایران خبر دار شدن ( مخابرات دعا میکنه هر روز این قلیون ممنوع بشه و آزاد بشه بیشتر از عید sms رد و بدل شد) بحث اصلی شروع شد که آقا این چند وقته کجا قلیون می کشیدید؟ جالب اینجاست که تمام قهوه خونه ها تو پستو و زیر پتو قلیون میدادن این ملتی که داشتن له له میزدن مثل ما این چند وقته هر روز قلیون کشیدن وقتی معلوم شد که قهوه خونه ها به این قانون چقدر احترام گذاشتن یکی از بچه ها گفت خدا پدر احمدی نژادو بیامورزه ، بازم بگید بده اون نبود که آزادش نمی کردن ، بیچاره هنوز حرفش تموم نشده بود که یکی دیگه داد زد زرشک و پشت سرش هم بقیه­ی شیر شدن یکی شیشکی کشید یکی گفت سخنی از مادر عروس یکی گفت بشین خاک انداز و و و .. خلاصه یارو تو دلش انواع فحش رو به خودش داد که این چه حرفی بود زدی .
وقتی از شیشکی کشیدن و مسخره کردن خسته شدن یکی گفت: احتمالاً یکی از فک و فامیل احمدی نژاد قلیان وارد کرده میخواست فروش بره این قانونو گذاشتن که مردم قلیون بخرن
 یکی دیگه گفت احتمالاً دولت به این نتیجه رسیده که قلیان ضرر نداره براهمین دوباره آزادش کردن
نفر سوم گفت نه بابا عموی من مواد فروشه به خامنه­ای نامه زد گفت آزادش کنید اونم گفت آزادش کنن
نفر بعد گفت بابا دیدن زورشون به مردم و قهوه خونه ها نمیرسه آزادش کردن
یکی دیگه گفت احمدی نژاد جو گیر شد فکر کرد میرزای شیرازیه تنباکو رو ممنوع کرد که حال انگلستان رو بگیره وقتی فهمید سوتی داده و تنباکو تو ایران درست میشه آزادش کرد
خلاصه هزار جور از این حرفها زده شد تا یکی بلند شد گفت: نزدیک انتخاباته احمدی نژاد این کارو کرد که برای دورو بریاش رأی جمع کنه
یکی دیگه گفت: راست میگه ولی کور خونده
نفر بعد گفت: آره فکر کرده مردم مثل خودش گاگولن
یکی هم گفت: زرشک این حروم..........

دیگه از این به بعدش باید سانسور بشه چون تا وقتی من تو قهوه خونه بودم داشتن به احمدی ­نژاد و دارو دستش فحش می­دادن و اون مادر مرده ای که اولش از احمدی نژاد طرفداری کرده بود رنگ عوض میکرد ( بیچاره می­ترسید حرف بزنه همه بریزن سرش نمیدونم چرا نرفت فکر کنم بین قلیون و احمدی نژاد قلیون رو انتخاب کرد )

راستی شما بین احمدی نژاد و قلیون کدوم یکی رو انتخاب میکنید؟

« من که میگم قلیون»

کدام بهتراند احمدی نژاد یا قلیون

+ نوشته شده در 9 بعد از ظهر توسط حمید.
Donbaleh Balatarin
پنجشنبه 11 بهمن1386
حق گرفتنی است نه دادنی!

معمولاً اول در مورد یک مطلب حرف میزنن بعد مثال میارن من میخوام برعکس عمل کنم یعنی اول مثال میزنم بعد میرم سره اصل موضوع.

تا حالا بچه بودید؟ (از اون سؤال­های تاریخی بود) توهمون دوران که کوچولو بودید یادتونه بعضی وقتها بچه های دیگه اجازه نمی­دادن باهاشون بازی کنید یعنی تو بازی راهتون نمی دادن؟
چی کار میکردید؟
دو حالت داشت، یا به زور خود­تونو وارد بازی میکردید (که در این صورت خیلی کار درست بودید)
 یا نه زانوی غم بغل میگرفتید اگر هم بچه نه نه بودید که زار زار گریه میکردید بعدش هم به مامانتون می گفتید.
حالا که بزرگ شدید کدوم یک از این دو حالت بهتر بود (گریه کردن؟ یا دفاع کردن از حقتون؟)

حالا یه مثال ورزشی
دیدید توی فوتبال وقتی داور به نفع یکی از تیمها میگیره چی میشه؟ (( نه نگو هر هفته برنامه ی نود نشون میده ماشا الله زن و مردم هم فوتبال دوست شدن))
بعضی از تیمها بازی میکنن ولی اینقدر اعتراض میکنن و بازی رو خراب میکنن که داور جو گیر میشه یه کارت قرمز خرجشون میکنه.
بعضی از تیمها هم که در جا تیمشونو میکشن بیرون و میگن سه هیچ به نفع شما ما کم آوردیم.
بعضی از تیمها که یکمی هم حرفه­ی ترن از رو نمیرن و با تمام نیرو بازی میکنن (که معمولاً در این حالت هم حاله داور و هم حاله تیم حریف گرفته میشه)
به نظر شما کدوم یکی از این سه حالت بهتره (خراب کردن بازی و اخراج از زمین؟ یا کم بیاری و تیمتو بکشی بیرون؟ یا نه بازی کنی و حال طرف مقابل رو بگیری؟)

یه مثال دیگه
اگر توی صف نون­وایی شاطر بخواد بدون نوبت به یکی نون بده چیکار میکنید
تماشا میکنی و توی دلت فهش میدی؟(بابا خیلی شیری)
یا نه از حق خودت دفاع میکنی؟

توی زندگی از این مثالها زیاده همین سه تا کافیه حالا بریم سره اصل مطلب

تو این اوضاع  قاراشمیشه  انتخابات همه میدونن که دارن حق مردمی ترین جناح موجود در ایران (اصلاح طلبان) رو میخورن
و همین جور دیمی اکثر کاندیدهای مردی رو رد صلاحیت کردن حالا کاری نداریم چرا این کارو کردن (البته همه میدونن) حرف سره اینه که چیکار باید کرد.

چندتا راه جلو پای این جناح هست.
1-
تحریم، یعنی کلاً رأی ندیم .

2-عدم مشارکت کامل، یعنی چون بازیمون نمیدن زانوی غم بغل بگیریم و بشینیم به تماشا کردن.

3-مشارکت در حوزه هایی که امکان رقابت حداقلی در آنها باقی مانده، یعنی بزاریم از آخر صف بیاد جلو و حقمونو بخوره.

4-مشارکت و ارائه فهرست کامل در همه حوزه ها ولو با افراد گمنام ، یعنی با تمام قوا تلاش کنیم تا حقمون و حال اونا رو بگیریم.

5- انصراف همه نامزدهای اصلاح طلب، یعنی چون داور به نفع گرفت میدون رو خالی کنیم و بگیم ما کم آوردیم.

به نظر شما بهترین راه کدومه؟

نظر من
(حق دادنی نیست گرفتنیه) بارها وبارها این جمله رو شنیدید و تقریاً همه قبولش دارید،واقعاً هم درسته آدم باید حقشو از راه درست بگیره. بنظر من نباید نشست و گریه کرد نباید میدون رو خالی کرد نباید ساکت بمونیم و فقط بین خودمون اعتراضها رو مطرح کنیم باید جنگید باید حقمونو بگیریم باید همه جوره تلاش کنیم تا وضع ایران از اینی که هست بدتر نشه.

در آخر از دوستان خوبم  / امید ایران مهر(اوهام)  /  قاسم مرادی (مروت و مدارا) / مهناز(عسل بانو) / امید و آرمین (ما همه خوبیم) / مطهره آخوندی (ارتباطات) / سین (درخت نشین) و حامد صالح آبادی (چرک نوشته ها)دعوت میکنم در این مورد پست بزارن و نظرشون هم  بنویسن.

اینا دعوتم و قبول کردند!

مهناز (عسل بانو ) //// باعنوان ((تو هم آدم این مملکتی!!!))

قاسم مرادی (مروت و مدارا ) //// با عنوان ((چه باید کرد؟))

(مطهره آخوندی) ارتباطات //// با عنوان ((انتخابات و مارپیچ سکوت آیا؟))

اینا هم نوشتن!

(سجاد سالک) مهجاد //// با عنوان ((چه باید کرد))

(امید محدث) حذفیات //// با عنوان ((چه بايد كرد انتخاباتي))

(آرش غفوری) iranpaparazzi //// با عنوان ((جرأت نه گفتن))

(!!!!! !!!!!) سیبستان ««گفت اسم ننویس»» //// با عنوان ((چی کار میکنید))

(سمیه توحید لو) بر ساحل سلامت //// با عنوان ((موسی جلودار است و ...))

(کریم ارغنده پور) نمای آینده //// با عنوان ((مسئله ای به نام رد صلاحیت ها))

(رضا) یکی به نعل یکی به میخ //// با عنوان ((تسليم شونده هيچ گاه برنده نمي شود))

(سید شهاب الدین طباطبایی) دل نوشت //// با عنوان ((ما می مانیم تا حد امکان،نه بیشتر))

+ نوشته شده در 2 بعد از ظهر توسط حمید.
Donbaleh Balatarin